ابراهيم عاملي ( موثق )

384

تفسير عاملي ( فارسي )

مجمع : يعنى تا اسلام برتر همه ى اديان شود يا بتسلَّط و غلبه و يا به استدلال و احتجاج . و امام باقر ع فرموده است : هنگام ظهور مهدى موعود معنى اين جمله نمودار مىشود و اسلام بر همه ى دينها مسلط و برتر خواهد شد ، كلبى گفته است : تا قيامت نشده معنى اين جمله ظاهر خواهد شد ، و مقداد بن اسود گفته است : از پيغمبر شنيدم : به هر خانه و آسايشگاه بنى آدم نام اسلام مىرسد . ابو الفتوح : نوشته است : بعضى دگر گفتند : تا اين دين را غلبه دهد بر اديانى كه پيرامون رسول بود از شرك و جهودى و ترسائى و دينهاى ايشان منسوخ و مقهور كند . فخر : اگرچه مفاد آيه در همه ى جهان نمودار نشده است ولى دين اسلام بر همه ى اديان مخالف خود غلبه كرده است ولى نه در همه جا چنان كه يهود را از عربستان اخراج كرد و مسيحيهاى شام و مجاور آن را تا حدود رم و مغرب زمين مغلوب و نابود كرد و مجوس را در سرزمين خودشان مغلوب كرد و نيز بتپرستان ترك و هند را به دين اسلام متدين كرد . پس مفاد آيه ظاهر شده است و بر همه ى اديان مسلَّط شده است . « وَلَوْ كَرِه الْمُشْرِكُونَ » 33 روح البيان : كلمه ى « مشركون » پس از « كافرون » آورده شده است براى اينكه بفهماند آن مردم علاوه بر انكار پيغمبر مشرك و كافر به خدا هستند . سخن ما : جمله ى « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » صاحب جواهر در كتاب طهارت جواهر در بحث از نجاست كافر مىگويد : همه ى كفّار نجس هستند به موجب اين آيه و روايات متعدّد كه از امامهاى شيعه روايت شده است ، و آنچه بر خلاف اين روايات نقل شده است قابل اعتنا نيست و اين مطلب از احكام قطعى شيعه است « 1 » .

--> ( 1 ) روايتى ديده نشده و لو ضعيف كه صريح در عدم نجاست كفّار باشد ، بلكه بعض از فقهاء از مفهوم پاره اى روايات استفاده كرده و فتوا داده‌اند كه كفّار اهل كتاب پاكند ، لكن اين فتاوى چندان دقيق نيست زيرا آن دسته از روايات بيش از اين دلالت ندارد كه شىء طاهر به ملاقات با آنها ( با رطوبت ) متنجّس نمىشود ، مثلا روايت شيخ در تهذيب كه راوى به حضرت رضا عليه السّلام عرض كرده خادمه شما نصرانى است و شما مىدانيد ، وضو نمىگيرد و غسل جنابت نمىكند ؟ و حضرت فرموده باكى نيست دستهاى خود را مىشويد ، يا روايت معاوية بن عمار راجع به غسل دادن كافره زن متوفّى مسلمه را در حال اضطرار ، و نيز جواز مؤاكله و همغذائى مسلمان در يك ظرف با پدر و مادر كافر ، و از قبيل اين روايات هيچ كدام دلالت بر طهارت اهل كتاب ندارد . زيرا مىتوان گفت از اين روايات استفاده مىشود كه مجرّد ملاقات كافر با چيزى با رطوبت ، موجب متنجّس شدن آن شىء طاهر نيست و بيش از اين دلالتى ندارد ، و اينكه آيا ملاقات با رطوبت منجّس است يا وقوع و سرايت ؟ خود محلّ گفتگو است ، و غالب قدما در فتاويشان اگر دقّت كنيم مىيابيم كه صرف ملاقات را با رطوبت منجّس نمىدانند بلكه وقوع و سرايت و تأثير را منجّس مىدانند . و در اين صورت كافرى كه دستش تميز و شسته است اگر با رطوبت با چيزى ملاقات كرد آن شىء معلوم نيست متنجّس باشد چون چيزى از بدن كافر در آن نرفته يا بدان نچسبيده و هر كجا كه سرايت كرد مثلا اگر آب دهان يا بينى يا عرق بدنش با شىء طاهر ملاقات كرد مسلما نجس است و با اين طريق جمع بين روايات مختلف شايد آسان نباشد .